My God

February 9, 2010 at 12:50 am

خدایا، من اگر بد کنم تو را
بندگان خوب فراوان است
تو اگر مدارا نکنی مرا
خدای دیگر کجاست؟


من فقط عاشق اینم

February 6, 2010 at 08:53 pm


سر آمد زمستون

February 3, 2010 at 02:04 pm


where

at 09:55 am

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هرشب
 

stairway_to_heaven.jpg


خدایا تو ما را دریاب

February 2, 2010 at 11:01 am

چشم هاي ما بهانه گير شده اند، زيبايي ها را نمي بينند، مي گويند همه جا تاريك است. دست هاي ما بهانه گير شده اند، ديگر تن به آفريدن و از نو آفريدن نمي دهند. پاهاي ما بهانه گير شده اند، قدم از قدم بر نمي دارند، مي گويند كه خيلي دويده اند ولي ما هنوز كه هنوز است همين پايين هاي كوه مانده ايم. خدايا! اين بهانه ها را از چشم و دست و پاي ما بگير كه هنوز راه هاي زيادي نرفته داريم …


آغاز از تو …پایان در تو

February 1, 2010 at 11:27 am

هرچه بیشتر می گریزم

به تو نزدیکتر می شوم

هر چه رو برمی گردانم

تو را بیشتر می بینم

جزیره ای هستم

در آب های شیدایی

از همه سو

به تو محدودم.

هزار و یک آینه

تصویرت را می چرخانند

از تو آغاز می شوم

در تو پایان می گیرم


HUG

January 31, 2010 at 01:34 pm

شده که دلت یک آغوش گرم و امن بخواد ؟
شده که بخوای سرت را رو شونه کسی که درکت میکنه بذاری؟
دیشب دلم اینا رو میخواست … اما  نتونستم بگم وتو هم نفهمیدی و گر نه بهم میگفتی بمون !!! با این که امروز گفتی میدونی و میفهمی ولی گاهی فکر میکنم هنوز در مورد حس من و سامی چیزی نمیدونی!! ولی ای کاش بدونی و حسش کنی و اونطوری که واقعیت داره درکش کنی …!

hug


نفس روح

January 29, 2010 at 11:47 pm

تاثیر متقابل ما بر یکدیگر از سر تصادف نیست ….حضور ما در اینجا دلایل بیشماری دارد!
با تو یکی شدن … در تو حل شدن …دنیایی متفاوت است (اینو Sami میگه)!


روزها و شبهای عزیز

at 11:46 pm

این روزها و شبهایی که همراه با استرس امتحان است  بسیار عزیز هستند … بسیار عزیز و قابل ستایش …و اولین هایی که تجربه شدند ….
حس شکفته شدن , حس پرواز , حس دیوونه شدن و رفتن تا بی نهایت در تاروپودم رخنه کرده …!


Your lovely hands

January 27, 2010 at 12:18 am

دست‌هات مال من؟

با دست‌های من بنويس

با دست‌های من غذا بخور

با دست‌های من موهات را مرتب کن

با دست‌های من به زندگی فرمان بده

فقط دست‌هات را

از تنم بر ندار

می‌شود وقتی از کنارم می‌گذری

موهام را بهم بريزی

بعد مرتب‌شان کنی؟

خب بوسم هم بکن!

تنم مال تو

بوسم نکن ببين

چگونه برای لب‌هات

گريه می‌کند تنم

نفس‌هات مال من؟

چقدر دنيا ناامن شده!

بگذار دست‌هات را

پنهان کنم توی جيب‌هام

بگذار قشنگی‌ات را قورت بدهم

دنيا ناامن شده

بانوی من!

تو نباشی

آنقدر گريه می‌کنم

که خدا دنبالت بگردد و دعوات کند

بعد خودم براش زبان در می‌آورم.

مرسی که هستی

و هستی را رنگ می‌‌آميزی

هيچ چيز از تو نمی‌خواهم

فقط باش

فقط بخند

فقط راه برو

نه.

راه نرو

می‌ترسم پلک بزنم

ديگر نباشی …!



تقویم

    February 2010
    M T W T F S S
    « Jan    
    1234567
    891011121314
    15161718192021
    22232425262728

لینکدونی


مطالب اخیر


موضوعات


بایگانی ماهانه


آخرین نظردهندگان

  • دوست عزیز وبلاگتون واقعا جالبه. تبریک می مینو سعادت
  • Hi You seems falling in love , a pure love gojesabzcanadayi
  • ســــــلام : دست روی دلم نگذار ..همنجایی yasetti
  • سلام. تبریک می گم. درنا
  • سلام دوست وبیالیست من. رسیدن به خیر. باور درنا
  • حقیقت همینه که میگی ... فقط ای کاش من و webialist
  • ســــلام : خوش آمدی. عکسی نمی ذاری؟ این yasetti
  • ســــــلام : چه خوب! دیدارها تازه میشه yasetti
  • Thanks alot webialist
  • مبارکه ... دی دی





hit counters